شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

367

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

دست داد و دلهاى ايشان افگار شد . ابو نصر را دفن كردند و طلب دزدان نموده به دست آوردند ، و ايشان را بر سر قبر او به دار زدند . 49 ، 10 - ابو نصر گفت : كسى كه شروع در تحصيل حكمت كند « 14 » سزاوار آنست كه جوان صحيح المزاج ، متأدب به آداب نيكان بوده باشد . اولا قرآن و لغت و علوم شريعت ياد گيرد ، و پرهيزكار و راست گفتار باشد ، و از فسوق و فجور و مكر و خيانت و كيد و حيله « 15 » دورى جويد ، و از مصالحهء معاش فارغ بال بود ، و متوجه باشد به اداى وظايف شرعيه ، و در هيچ ركنى از اركان شريعت خلل نكند ، و ادبى از آداب آن را « 16 » ترك ننمايد ، و تعظيم و توقير علم و علما به جا آرد ، و غير [ 98 - ب ] علم را پيش او قدر « 17 » و منزلتى نباشد ، و از براى زندگانى دنيا و حرفت‌ها علم را فرا نگيرد . و كسى كه بر خلاف اين صفات باشد كه ذكر شد او حكيم دروغگوست ، و او را از حكما نمىشمرند . 49 ، 11 - و گفت : كسى [ كه ] علم اخلاق « 18 » او را مهذب و پاكيزه نسازد ، نفس او در آخرت سعادت نخواهد يافت . 49 ، 12 - و گفت : تمام سعادت اتصاف به مكارم اخلاق است ، همچنانكه تمامى درختان « 19 » به وجود ميوه است . 49 ، 13 - و گفت : كسى كه نفس خود را فوق رتبهء او داند « 20 » ، نفس او از رسيدن كمال خود باز مىماند . 49 ، 14 - و او را اشعار خوب حكمت‌آميز بسيار است به ايراد آن نپرداختيم « 21 » .

--> ( 14 ) - د : بكند . ( 15 ) - د : و حيله و كيد و خيانت دورى . ( 16 ) - د : و بادنى ارادت آن را . ( 17 ) - قدرى . ( 18 ) - د علم او اخلاق . ( 19 ) - د : درخت . ( 20 ) - اساس : رتبه داند . ( 21 ) - بپرداختم .